يكشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ۰۵:۴۳ ب.ظ
چند اصطلاح
Get cracking
دست به کارشو
.
Arms akimbo
دست به کمر
.
Single-handed
دست تنها
.
He has light fingers
دستش کج است
.
Come off it
دست وردار
.
I am in low water
دستم تنگ است
.
Clasp one’s hands
دستهای خود را به هم قلاب زدن
.
Hands off
دستت را بکش
.
Hands up
دست ها بالا
.
Broken English
انگلیسی دست و پا شکسته
.
He knows what he is about
حساب کار دستش است
.
Give him a big hand
به افتخارش دست محکمی بزنید
.
۹۳/۱۱/۲۶