وبلاگ گروه زبان دبیرستان علامه مجلسی

خوش آمدید
آخرین مطالب
  • ۹۳/۰۲/۰۶
    ...

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اصطلاح» ثبت شده است

[تصویر:  couchpotato.png]


اصطلاح عامیانه couch potato رو به آدمی میگن که همش پای تلویزیونه و تنبلی میکنه و اکتیو نیست


[تصویر:  couchpotato.jpg]

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۲ ، ۱۲:۴۸
محمد خلجی

[تصویر:  godutch.png]



اصطلاح عامیانه go Dutch یعنی دنگی دونگی حساب کردن
To pay one's own expenses on a date or outing


وقتی که قراره هر کی خرج خودشو بده از این اصطلاح استفاده میشه.( ریشه این اصطلاح هم به این بر میگرده که میگفتند هلندی ها (Dutch) خیلی خسیس بودن)


[تصویر:  letsgodutch.jpg]

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۲ ، ۱۲:۴۷
محمد خلجی

[تصویر:  givemefive.png]


اصطلاح "Give me five" یعنی بزن قدش !


[تصویر:  dog-high-five.jpg]

You scared the wolf away! Give me five 

تو اون گرگ رو فراری دادی! بزن قدش!


Exclamation این اصطلاح به شکل high five هم استفاده میشه:
You scared the wolf away! High five

Exclamation اصطلاح high five هم به عنوان اسم میتونه استفاده بشه هم فعل مثلا: 
اسم : Give me a high five 

[تصویر:  armyhighfive.jpg]

فعل: The officer high fives a kid
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۲ ، ۱۲:۴۶
محمد خلجی

[تصویر:  new_to_the_game.jpg]


اصطلاح to be) new to the game) یعنی تازه کار بودن ، بی تجربه بودن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۲ ، ۱۲:۴۴
محمد خلجی

[تصویر:  bugging.png]


اصطلاح عامیانه to bug someone در ارتباط با چیزی یا کسی گفته میشه که خیلی آزار دهنده و مزاحمه، یعنی موی دماغ کسی شدن

Idea کلمه bug به طور کلی یعنی حشره و از اونجاییه که حشرات اغلب آزار دهنده و مزاحم هستند ، از این اصطلاح برای چیزها یا افراد مزاحم استفاده میشه


[تصویر:  bugging.jpg]

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۲ ، ۱۲:۴۲
محمد خلجی




سلام به همه بچه های دبیرستان علامه مجلسی

از اینجا به پایین 10 تا اصطلاح خیلی قشنگ آمریکایی با عکس گذاشتم ، منابعش توی عکس مشخصه ، ترجمشو خودم انجام دادم ، اگه اشتباهی هست به بزرگی خودتون ببخشید :)

ادامه هم داره ...


[تصویر:  rubberglue.jpg]



اگه اهل فیلم و سریال باشین این جمله رو حتما شنیدید مثلا تو سریال Friends (چون این جور جملات و اصطلاحات عامیانه رو تو کتاب های درسی و آموزشگاه ها درس نمیدن!)، وقتی که کسی بهتون حرف بد میزنه یا فحش میده و میخواین بهش بگین "هرچی میگی خودتی" و حرفات رو من تاثیری نداره ، از این جمله استفاده می کنیم ! البته کل جمله اش اینه که بیشتر همین قسمت اولش رو استفاده می کنن: 

"I'm rubber and you're glue. Whatever you say bounces off me and sticks to you 

تحت اللفظی : من پاک کنم تو چسبی ، هرچی تو میگی از من پاک میشه و به تو می چسبه :D


پی نوشت مترجم ( خودم :D ) :

یه اصطلاحاتی هست که مثلا بچه ها میگن : پسرا شیرن مثه شمشیرن :D

همچین شعرای بچگونه رو خارجیام دارن :D

مثلا

finder keeper , loser weeper


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۲ ، ۲۱:۰۴
محمد خلجی

[تصویر:  jaw_drop.jpg]


someone’s jaw drops
این اصطلاح عامیانه یعنی از تعجب فک کسی افتادن، دهنش از تعجب باز موندن:

Someone is very surprised
Example: When I saw him make that amazing shot, my jaw dropped

وقتی دیدم عکس به اون زیبایی گرفت ، دهنم از تعجب باز موند


پی نوشت مترجم ( خودم :D ) : 

makin' a shot

معنی شوت زدن داره ، عکس گرفتنم داره

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۲ ، ۲۰:۵۴
محمد خلجی

[تصویر:  turn_yourself_in.jpg]


حتما اصطلاح turn yourself in رو در فیلم ها و سریال های پلیسی زباد شنیدید که یعنی خودت رو تسلیم کن. اصطلاح turn in یعنی مجرمی رو به پلیس تسلیم کردن و یا لو دادن :

To tell the police about someone, or to take them to the police, because they have committed a crime

درباره کسی به پلیس چیزی گفتن ( لو دادن ) ، اونا رو پیش پلیسا بردن ، بخاطر اینکه یه جنایتی رو انجام دادن


برادر خودش معرفیش کرد   His own brother turned him in -
  اون خودشو به پلیس معرفی کرد     She turned herself in to local police -
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۲ ، ۲۰:۵۲
محمد خلجی

[تصویر:  blacksheep.jpg]



Black Sheep : a person who has done something bad which brings embarrassment or shame to their family 
کسی که یه کار بدی کرده و باعث خجالت خانوادش میشه
Example:     He's  the  black sheep  of the family



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۲ ، ۲۰:۴۴
محمد خلجی

John یه اصطلاح ( Slang ) هست به معنی دستشویی ( توالت ) !

برای مثال

Excuse me, I have to go to the john. ببخشید ، باید برم دستشویی


[تصویر:  john.jpg]


خب همینجا یه اصطلاح دیگه هم بگم بهتون

call of nature یه اصطلاحه دیگه است که یعنی دستشویی داشتن! و معمولا با فعل answer میاد مثلا: 

He left the room to answer the call of nature
اتاق رو ترک کرد که بره دستشویی 


(به صورت nature's call هم میتونین استفاده کنین)



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۲ ، ۲۰:۴۱
محمد خلجی